![]() |
سلام دوستان عزیز خوشحالم از اینکه به سایت من اومدین و می خواین راجع به من مطالب بیشتری بدونید . پس بخونید تا براتون بگم ... من ( شروین شهبازی ) متولد 24 فروردین سال هزار و سیصد و خورده ای هستم و در خانواده ای بزرگ شدم که تقریباً همشون به گونه ای حرفه ای یا نیمه حرفه ای در این رشته فعَالیت داشتند . پدر بزرگم ( محمد شهبازی ) صدایی خوش داشته و حتی مدال افتخار از دربار کسب کرده بوده و به عنوان خواننده ( سنتی - مقامی ) نایل شده بود . پدرم ( مهدی شهبازی ) که پیانیست و آهنگساز بوده و برای خیلی از خواننده های کشور چه قبل و چه بعد از انقلاب آهنگ ساخته و باعث آشنایی من با هنرمندان و اساتید قدیمی و پیشکسوت شده است . عموی بزرگم ( محمود شهبازی ) که ویولن می نواخت در حال حاضر ساکن لـندن هست و به تدریس خصوصی در یک کنسرواتور مشغول هست . عموی کوچکم ( فرهاد شهبازی ) نوازنده گیتار الکتریک بوده ولی به دلایل شخصی کار حرفه ایش رو کنار گذاشته و هر از چند گاهی کمی تمرین میکند !
|
|
و امـــــــــــا خودم .... جالبه که بدونبد پدرم اصلاً به من امیدی نداشت که روزی بتونم نوازنده بشم . چون موسیقی رو به دلیل سن کم ، نوعی بازی و شوخی می دونستم تــــا اینکه در یک روز بسیار گرم تابستونی ( وقتی پدرم و دوستاش دور هم جمع شده بودند تا یادی از گذشته بکنند و سازی بزنند ) با دیدن دست یک گیتاریست که به سبک فلامنکو می نواخت عاشق این ساز جادویی شدم . از اون روز حدوداً 14 سالی میگذره و این عشق هر روز برام نو تر و تازه تر می شه و منو به سمت موسیقی بیشتر سوق می ده تا جایی که با آهنگـسازی و تدریس ، دیگران رو هم در عشقم سهیم می کنم . مواقعی ای که نمی تونم صحبت کنم و زبونم بند می آد ، لحظه ای هستش که ملودی ای به ذهنم می رسه و کار جدیدی خلق میکنم .
و امـــــــــــا اساتید من .... از پدرم خواستم که اجازه بده برم پیش یه استاد ، امَــا پدرم حرفم رو جدی نگرفت و تصورش این بود که یه هوس جدیده برای من ولـــــــــــی بعد که اصرار منو دید ، روی ساز به صورت گوشی ، ملودی هایی اجرا میکرد و فقط با دیدن دست پدرم قطعات رو اجــرا میکردم . تقریباً یک سال به این منوال گذشت تا اینکه یکی از دوستان پدرم منو دید و از شکل و فرم دستــام خیلی خوشش اومد و تونست پدرم رو متقاعد کنه که برم پیش یه استاد . این استاد کسی نبود جز استاد بابک امینی . ایشون خیلی برام زحمت کشیدن ، استیلهای غلط منو اصلاح کردن ، تکنیک ها رو به طرزی صحیح و هدفمند به من آموختند و مهمتر از همه برای تمرینات روزانه ی من تکنیکهای دست راست و چپ رو روی ریتم ( مترونوم ) به من آموختند تا سرعت و نرمی خاصی به انگشتام داده شد . در این مدت حدود دو سال و نیم پیش ایشون بودم و به دلیل عزیمتشون به آمریکــا از شاگردیشون باز موندم ! از اون به بعد شروع کردم به خوندن علم هارمونی و فرم در موسیقی نزد استاد محسن الهامیان و استاد کامبیز روشن روان و اصول ارکستراسیون رو در مکتب استاد مرحوم بابک بیات فرا گرفتم . با این کارها کمی از گیتار زدن و تمرینات روزانه گیتار دور شدم ولـــی با دیدن استاد فرزاد دانشمند نوازنده ی چهره دست گیتار کلاسیک دوباره علاوه بر آهنگسازی به تمرینات روزانه ی گیتار پرداختم . یکسال نزد استاد دانشمند متدهای مختلفی رو اجرا کردم و با گیتار کلاسیک هم آشنا شدم . از دیگر اساتید محترمی که منو یاری کردن تا در ساز گیتار به جایی برسم از استاد سیامک مهاجر و جناب آقای آخوندی نیز میتونم اسم ببرم . مدَت زمانی که پیش این اساتید به تکنیکها و دانشم اضافه میکردم حدود پنج سال و نیم بود . بعد از گذشت این زمان بود که به صورت تکمیلی با کتب های آموزشی و CD ها و نوارهای کاست به طور خودآموز به ادامه ی کار در رشته ی گیتار فلامنکو پرداختم . البته نا گفته نماند که استاد امینی در مدت دو سال و نیمی که در خدمتشون بودم اکثر تکنیکهای فلامنکو رو به من آموختن . موسیقی فلامنکو از لحاظ هارمونی و ساختار ملودیها و ریتمها خیلی به موسیقی مشرق زمین نزدیکه و به این دلیل هست که من پایه ی تمام قطعاتی رو که می سازم موسیقی فلامنکو ( اسپانیش ) و در واقع نوعی تلفیق این سبک با سبکهای جهانی ( World Music ) هست . در صفحه ای که مربوط به گروه هست بیشتر راجع به سبکم توضیح دادم . نزد استاد مرحوم بیات به مدت 1 سال اصول ارکستراسیون رو دوره دیدم. یادم نمیره که وقتی اولین قطعه ام رو ساختم و پارتیتورش رو پیش ایشون بردم استاد گفتن : که پسر جان همیشه ساختار پیچیده ی ملودی وهارمونی دلیل بر زیبایی قطعه نیست !!! آخه چرا همش پشت هم مد گردی (مودولاسیون) و آلتراسیون انجام دادی اصل ملودیت خیلی سادس وهنوز کار داره. اون روز خیلی ناراحت شدم ولی الان میفهمم که استاد بیات چه راهنمایی بزرگی انجام دادن منظورشون این بود که بزار سوادت در خدمت حست باشد و نه اینکه احساست در خدمت سوادت.
البته این نکته را استاد الهامیان
هم به من همیشه گوش زد می کردن و در مدتی که نزد استاد بیات تحت تعلیم بودم(حدود
یک سال و نیم ) ایشون همیشه کمک می کردن که با حسّم قطعه رو بسازم و با دروسی که پیش
ایشون خوندم قطعــم رو تنظیمش کنم. ( البته حمل بر خود ستایی نباشد من هنوز در وادی
موسیقی ذره ای بیشتر نیستم ).
مدت تدریس ومحلهای تدریس من .....
قبول کردن همانا و آلوده شدن به تدریس همانا ، وقتی میدیدم که کسانی به من مراجعه
میکنند و حتی یک نت از موسیقی را هم نمیدانند ولی الان دارند جلوی چشمام ساز میزنند
بهم لذت عجیبی میدهد و من را برای ادامه دادن به این کار تشویق میکرد . الان هفت
ساله که دارم درس میدم و با آموزشگاه ها و موسسات زیادی همکاری داشتم و دارم . از
جمله این موسسات میشه از آموزشگاههای ماندانا ( میدان ولی عصر ) ، نینوا ( میدان
ونک ) و موسسه فرهنگی هنری عرفان کهن ( میدان فاطمی ) نام برد .
شروین شهبازی شهریور 1386
|
|