تشکیل گروه و مختصری در مورد اجراهای من ....

هنگامی که تدریس میکردم خیلی از شاگردهام سوال میکردند که پیشینه ی کاری من ( موسیقی ) چیه ؟
آیا با گروه یا شخصی کار کردم ؟
متأسفانه هیچ جوابی نداشتم و فقط میتونستم بگم که فقط چند قطعه برای خودم ساختم که براشون اجرا میکردم ولی هیچ سندی نداشتم که این قطعات برای خودم هست یــا نه !
این دلایل باعث شد که بفهمم زندگی کاری من یک خلاء دارد ، این خلاء هم چیزی نبود جز داشتن سند بر ادعاهای من یعنی اجرای صحنه ای ( Concert ) .
این خلاء رو به آسونی نمیشه پر کرد ، باید یه سری تجربه میداشتم که برای پیدا کردن این تجربیات باید بهای زیادی می پرداختم .
سختی انجام دادن کار گروهی و مخصوصا گروه داشتن ، خیلی زیاده و دردسرهای خاص خودشو داره و از این مراحل رد شدن قدرت روحی ، زمانی و مخصوصا مالیه زیادی می خواد .
1- باید ایده های جدیدی داشته باشی که تکراری نباشند.
2- داشتن ایده مستلزم داشتن یه سری ابزار خاص خودشه که مهم ترین ابزار واسه ی ایده ی من اول از همه پیدا کردن نوازنده های حرفه ای هست ، که پیدا کردن این نوازنده ها واقعا سخته ( آخه اولاً من اسمی نداشتم که نوازنده ی حرفه ای باهام کار بکنه ، دوماً اگر قبول هم میکرد دستمزدش زیاد بود ) .
3- هماهنگی با سالن های اجرا و پیدا کردن تاریخ مناسب برای اجرای .
4- گرفتن مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( خدا صبر بده انشاالله ) .
5- تبلیغات و فروش بلیط ( چون منو کسی نمی شناخت ) .
6- نداشتن اسپانسر و مشکلات مالی که مهمترین قسمت کار بود .

ولی به هر ترتیبی که بود این مراحل رو پشت سر گذاشتم و اولین کنسرت در تاریخ 10 و 11 دی ماه سال 1383 در فرهنگسرای خانواده ( واقع در نارمک ) برگزار کردم .
هم به خاطر ناشناخته بودن و هم دوری مکان اجرا و هم به خاطر اینکه شب میلاد مسیح ( سال نو مسیحی ) بود عده ی زیادی برای کنسرت نیومدند . ( تقریباً شبی 150 نفر ) ولی تماشاچی ها خیلی خیلی راضی بودند و با اینکه قطعات بی کلام بود مردم با اون ها رابطه برقرار کردند ، اینو از تشویق ها و طرز نگاه و سکوت مطلقشون فهمیدم ولــــی اینا منو راضی نمی کرد چون نصف کارها مطعلق به آهنگسازان و نوازندگان دیگر بود و بقیه ی قطعات از ساخته های خودم بود. در واقع میشه گفت تماشاچیان از نوازندگیم خوششون اومده بود ولی نمی شد این واقعیت رو نادیده گرفت که قطعات دیگران رو اجرا میکردم .
با اینکه این اجرا و مشکلاتش خیلی خستم کرده بود ولی وقتی به یاد تشویق های تماشاچیان می افتادم هوایی می شدم و بالاخره تصمیم گرفتم که بازم اجرا داشته باشم .
امــــا در این اجرا یه ایده ی جدید داشتم و به اصل خودم برگشتم یعنی موسیقی ارکسترال و در واقع اجرای قطعات جدید و قدیمیم همراه با ارکستر زهی و با فضای کارهای اسپانیش ( فلامنکو ) .این اجرا چند مشکل جدید سر راهم گذاشت :
1- پیدا کردن سازهایی که کمیاب هستند ( البته حرفه ای ) مخصوصاً سازهایی مثل "درام" ، "ویلن" ، "ویلن سـل" ، " کنترباس" و ...
2- نظم و ترتیب دادن به گروه و تمرینات و جایی بزرگ برای تمرین .
این اجرا هم به هر سختی ای بود در تاریخ 26 و 27 آبان سال 1384 در تالار فارابی ( دانشکده ی هنر چهارراه ولی عصر ) به اجرا در اومد . میتونم بگم خیلی مردم رو راضی کردم ولی یه ایراد به کار ما وارد بود و کاملاً درست بود ، اونهم مخاطبهایی بودن که در کنسرت قبلی ما حضور داشتند و از من انتظار اجرای کنسرت فلامنکو داشتند !
ولی اجرای ما نوعی موسیقی ارکسترال بود که ته مایه ی اسپانیش داشت ، البته ناگفته نماند که چند قطعه ی تک نوازی هم داشتم که در سایت برای دانلــود گذاشتم .
یه مدت بعد از اجرای تو فکر کارهای تلفیقی بودم ، در واقع نوعی تلفیق چند سبک .
در همین افکار بودم که یه اجرای خیریه به نفع بیمارستان سرطانی بهم پیشنهاد شد . جالب هست که بدونید این اجرا توسط یک گروه کاملاً سنتی-ایرانی به من پیشنهاد شد . کار رو به خاطر خیریه بودنش قبول کردم ولی نمی دونستم چه نوع کاری باید ساخت که ( با سازهایی مثل تار ، تنبک ، دف ، نقاره و سه تار ) بشه اجرا کرد و حتی باید تنظیم کارهای قدیمم رو عوض میکردم ولی این کارو انجام دادم و قشنگ از آب در نیومد .
تصمیم گرفتیم ملودی های قدیمی را با تنظیم های جدید اجرا کنیم . این ایده مورد موافقت بقیه ی بچه ها هم قرار گرفت . این اجرا هم تنها مشکلی که داشت تماشاچی ها بودند. چون بعضی هاشون اومده بودند سنتی گوش بدند و بعضی ها هم گیتار فلامنکو .
البته وقتی ملودی های سنتی و ملودی های ملت های مختلف اعم از ملودی های ( یونان ، ترک ، اسپانیش ) رو شنیدند و تنظیمی جدید پای این کارها دیدند ، نسبتاً راضی شدند ولی عده ای از تماشاچیان که به سبک مورد علاقشون متعصب نگاه میکردند ناراضی بودند ( البته میشد گفت تعصبی بیجا و تعصبی عاری از هر گونه سواد تخصصی و چیزی که باعث میشد همیشه به یه چهار چوب بسته فکر کنند ) .
این اجرا هم در تاریخ 31 شهریور 1385 در سالن آمفی تأتر بیمارستان آتیه ( پونک باختری ) به روی صحنه رفت .
به دلایلی که در بالا خدمتتون عرض کردم ، قید هر جور تلفیق و ترکیب رو زدم . به خاطر اینکه نمیشد چند تا سلیقه ی مختلف رو کنار هم قرار داد که تماشاچی های متفاوت دارد و مهم تر از همه اینکه این سبک هایی که من انتخاب کرده بودم ( موسیقی سنتی و فلامنکو ) از اصل و پایه با هم متناقض و متفاوت بودند .
از طرفی هم من نمی تونستم ایده های تلفیقی رو که به ذهنم می رسید نادیده بگیرم و همیشه عقیده من بر این بوده که برای موفق بودن باید ایده های نو و جدید داشت و با اینکه سبک تخصصی من گیتار فلامنکو هست هیچ وقت نمی خواستم کنسرتی تماماً فلامنکو داشته باشم . برای اینکه هم نوازنده های بهتر از من برای اجرای فلامنکو در کشور وجود دارن و هم اینکه قبل از من این سبک خیلی به روی صحنه رفته بود و در ضمن از نظر من باید به عقیده ی عام احترام گذاشت و در ضمن اینکه گوش عامه ی مردم را به موسیقی جدید و علمی عادت داد .
به این دلیل ترجیح دادم به جای اینکه فکرهامــو دور بریزم یه سمت و جهت دیگه بهشون بدم .
این فکری بود که باعث شکل گیری گروه فعلی من ( آواز باران ) شد و فکری که کاملاً من و تماشاچیها رو راضی می کرد . من رو از لحاظ محتوای قطعه و تماشاچیهامو از نظر داشتن هارمونی عامد پسوند و ریتمیک ، اسم فلامنکو رو از پای کارهام برداشتم و به سبک جدیدتر و نوتر فکر کردم ( World Music ) .
البته من همیشه خودمو مدیون گیتار فلامنکو می دونم و همه ی کارهام بر پایه ی هارمونی های اسپانیش و فضاها و تکنیک های فلامنکو هست و سبکی که همه ی هنرجوهام رو به اون تشویق می کنم چیزی نیست جز موسیقی آتــش (فلامنکو) .
قبل از اجرای تالار آتیه با چند نوازنده ی سازهای کوبه ای که همه ی اونها دانشجوی موسیقی بودند آشنا شدم .
ساز کوبه ای کاخن ( Cajon ) که اسپانیایی هست ،
ساز کوبه ای کوزه ( Udo ) که در اصل آفریقایی هست ،
و ساز کوبه ای طبلا ( Tubla ) که یه ساز هندی هست .
از بچه ها دعوت به همکاری کردم و بچه ها هم قبول کردن . اومدن – نشستیم ، کارهای قدیمی خودمو انتخاب کردم ، کارهای جدید رو اجرا کردیم و ایرادها رو گفتن و بعد تمرینات رو شروع کردیم . تمریناتی فشرده و بسیار طاقت فرسا ، ولی بعد از 2 ماه کارها که کامل شده بود می شنیدیم خستگی از تنمون در می اومد و هر روز به تاریخ اجرامون نزدیک می شدیم ، یعنی 22 و 23 و 24 دی ماه 1385 در تالار ابن سینا ( شهرک غرب ) .
در این اجرا که قسمت هایش رو برای دانلــود داخل سایت گذاشتم ، سعی کردم ماهیت هر ساز رو علاوه بر اینکه حفظ میکنم ، به موقع و سر جای خودشون استفاده بشن .
این اجرا همون طوری که فکر میکردم همه ی تماشاچیها رو راضی کرد و مهمتر اینکه خودم هم بعد از 3 سال زحمت ، راضی شدم و سبکم رو پیدا کردم .
می خوام همین سبک ( World Music ) رو ادامه بدم و تموم وقت و مطالعات خودم رو در این زمینه بگذارم و هر روز کاملترش کنم .
این سبک و روش رو دوست دارم چون هیچگونه چهارچوب و کلیشه ای واسه آهنگسازیم و ایده هام به وجود نمیاره و مهمتر اینکه تماشاچیها ی با سلیقه های متفاوت رو راضی نگه می داره .


 

شروین شهبازی

شهریور 1386